مقالات
فورک یا Fork یکی از مفاهیم مهم در فناوری بلاکچین است که برای درک نحوه توسعه و بهروزرسانی شبکههایی مانند بیتکوین و اتریوم باید با آن آشنا باشیم. برخلاف نرمافزارهای متمرکز که یک شرکت میتواند نسخه جدیدی از آنها منتشر کند و کاربران را به استفاده از آن هدایت کند، در شبکههای غیرمتمرکز تغییر قوانین نیازمند هماهنگی میان بخشهای مختلف شبکه است.
زمانی که قوانین یک پروتکل بلاکچینی تغییر میکنند، ممکن است نسخه جدید همچنان با قوانین قبلی سازگار باشد یا تغییرات به اندازهای اساسی باشند که دو نسخه دیگر نتوانند در چارچوب یک مجموعه قوانین مشترک فعالیت کنند. اینجاست که مفاهیم سافت فورک و هارد فورک اهمیت پیدا میکنند. فورک میتواند برای افزایش قابلیتهای شبکه، رفع برخی مشکلات فنی، تغییر قواعد اجماع، اضافه کردن امکانات جدید یا اجرای یک ارتقای از پیش برنامهریزیشده مورد استفاده قرار گیرد. در برخی شرایط نیز اختلاف دیدگاه میان اعضای یک جامعه میتواند در نهایت به تقسیم دائمی یک شبکه و شکلگیری دو بلاکچین مستقل منجر شود. بیتکوین کش و اتریوم کلاسیک از شناختهشدهترین نمونههایی هستند که بررسی آنها به درک بهتر این موضوع کمک میکند. در این مقاله به زبان ساده بررسی میکنیم فورک چیست، چرا شبکههای بلاکچینی فورک میشوند، تفاوت هارد فورک و سافت فورک چیست و کاربران هنگام وقوع یک فورک باید به چه نکاتی توجه داشته باشند
واژه Fork در زبان انگلیسی به معنای «انشعاب» است و در حوزه بلاکچین معمولاً به وضعیتی اشاره دارد که در آن قوانین، نرمافزار یا مسیر یک شبکه تغییر میکند. برای درک بهتر این مفهوم باید میان «تغییر دادههای ثبتشده در گذشته» و «تغییر قوانین شبکه برای ادامه فعالیت» تفاوت قائل شد. بلاکچین بهگونهای طراحی شده است که سوابق تأییدشده آن بهآسانی قابل تغییر نباشند؛ اما این موضوع به معنای غیرقابلتغییر بودن نرمافزار یا پروتکل شبکه نیست. توسعهدهندگان میتوانند پیشنهادهایی برای تغییر قواعد پروتکل ارائه کنند و نودها، اعتبارسنجها، ماینرها یا سایر مشارکتکنندگان شبکه براساس سازوکار همان اکوسیستم درباره پذیرش نسخه جدید تصمیم بگیرند. اگر این تغییرات باعث ایجاد مجموعهای متفاوت از قوانین اعتبارسنجی شوند، اصطلاح فورک میتواند برای توصیف این وضعیت مورد استفاده قرار گیرد. گاهی فورک تنها یک ارتقای فنی است و تقریباً تمام اعضای شبکه آن را میپذیرند؛ در چنین شرایطی الزاماً یک رمزدارایی جدید ایجاد نمیشود. در شرایط دیگر، بخشی از جامعه قوانین جدید را میپذیرد و بخش دیگری همچنان از قوانین قبلی استفاده میکند. اگر هر دو طرف بتوانند شبکه خود را ادامه دهند، دو زنجیره مستقل شکل میگیرد. بنابراین فورک را نباید صرفاً مترادف «ساخت یک ارز دیجیتال جدید» دانست؛ فورک در اصل مفهومی مرتبط با تغییر قواعد و مسیر پروتکل است.

شبکههای بلاکچینی نیز مانند سایر زیرساختهای نرمافزاری در طول زمان به توسعه نیاز دارند. افزایش تعداد کاربران، ظهور نیازهای جدید، شناسایی محدودیتهای فنی، پیشرفت روشهای رمزنگاری، توسعه قراردادهای هوشمند و تغییر الزامات امنیتی میتوانند توسعهدهندگان یک شبکه را به سمت اصلاح پروتکل هدایت کنند. تفاوت مهم این است که در یک نرمافزار متمرکز، مالک یا شرکت توسعهدهنده میتواند تصمیم نهایی را درباره نسخه بعدی اتخاذ کند؛ اما یک بلاکچین عمومی معمولاً از مجموعهای از نودها و مشارکتکنندگان مستقل تشکیل شده است. به همین دلیل، تغییر قوانین اجماع باید به شکلی انجام شود که مشارکتکنندگان مربوطه بتوانند نسخه جدید را اجرا و قواعد آن را بپذیرند. گاهی هدف از تغییر، افزودن یک قابلیت جدید است؛ گاهی یک محدودیت فنی باید اصلاح شود و در موارد دیگر، جامعه درباره نحوه توسعه آینده شبکه اختلاف نظر پیدا میکند. فورک ابزاری است که اجازه میدهد این تغییرات در سطح پروتکل اجرا شوند. البته فورک همیشه به معنای اختلاف نیست. بسیاری از فورکها بخشی طبیعی از نقشه راه توسعه یک بلاکچین هستند و با هماهنگی گسترده انجام میشوند. در مقابل، بعضی فورکها نتیجه اختلافی بنیادی هستند و میتوانند به ادامه فعالیت دو شبکه مستقل منجر شوند.
برای فعالیت یک بلاکچین، نودهای شبکه باید مجموعه مشخصی از قوانین اجماع را اجرا کنند. این قوانین تعیین میکنند چه تراکنشی معتبر است، یک بلاک معتبر چه ویژگیهایی دارد و در چه شرایطی زنجیره پذیرفته میشود. زمانی که توسعهدهندگان تغییراتی در این قوانین ایجاد میکنند، نسخه جدیدی از نرمافزار نود منتشر میشود. سپس مشارکتکنندگان شبکه میتوانند براساس ساختار حاکمیتی و شیوه فعالسازی آن پروتکل، نسخه جدید را اجرا کنند. اگر قوانین جدید بهگونهای طراحی شده باشند که بلاکهای معتبر تحت قوانین جدید همچنان توسط نودهای قدیمی نیز قابل پذیرش باشند، معمولاً با یک سافت فورک روبهرو هستیم. در مقابل، اگر نسخه جدید بلاکها یا تراکنشهایی را معتبر بداند که نسخه قبلی آنها را نمیپذیرد، یا قواعد دو نسخه به شکل ناسازگاری از یکدیگر جدا شوند، هارد فورک رخ میدهد. در هارد فورک، نودهایی که میخواهند در زنجیره جدید فعالیت کنند باید نرمافزار سازگار با قواعد جدید را اجرا کنند. اگر تقریباً تمام اکوسیستم مهاجرت کند، ممکن است تنها یک شبکه عملیاتی اصلی باقی بماند. اما اگر گروه قابل توجهی به اجرای قوانین قبلی ادامه دهد، دو زنجیره میتوانند همزمان فعالیت کنند. به همین دلیل، فورک علاوه بر یک مسئله فنی، میتواند موضوعی مرتبط با هماهنگی اجتماعی و حاکمیت شبکه نیز باشد.
در سادهترین دستهبندی، تغییرات پروتکل را میتوان در دو گروه اصلی Soft Fork و Hard Fork بررسی کرد.
معیار اصلی تفاوت این دو، سازگاری قوانین جدید با نسخه قبلی است. در سافت فورک، قوانین جدید معمولاً محدودکنندهتر از قوانین قبلی هستند و ساختار تغییر به شکلی طراحی میشود که نودهای قدیمی بتوانند بلاکهای تولیدشده مطابق قواعد جدید را معتبر تشخیص دهند؛ هرچند خودشان تمام قوانین جدید را اعمال نمیکنند. در هارد فورک چنین سازگاریای وجود ندارد و نودی که ارتقا پیدا نکرده باشد ممکن است بلاکهای زنجیره جدید را نامعتبر تشخیص دهد. این تفاوت فنی پیامدهای مهمی دارد.
سافت فورک میتواند بدون ایجاد یک زنجیره دائمی جدید فعال شود، در حالی که هارد فورک در صورت نبود اجماع کافی میتواند شبکه را به دو زنجیره مستقل تقسیم کند. البته هارد فورک نیز الزاماً به دو رمزدارایی منجر نمیشود؛ اگر اکوسیستم بهطور گسترده نسخه جدید را بپذیرد، زنجیره قدیمی ممکن است عملاً کنار گذاشته شود.
بنابراین برای تشخیص پیامد یک فورک باید علاوه بر نوع تغییر، میزان حمایت کاربران، نودها، توسعهدهندگان، ماینرها یا اعتبارسنجها و زیرساختهای شبکه را نیز در نظر گرفت.

سافت فورک (Soft Fork) تغییری در قوانین اجماع است که بهصورت سازگار با نسخه قبلی یا Backward-Compatible طراحی میشود. در یک سافت فورک، قوانین جدید معمولاً مجموعه شرایط معتبر را محدودتر میکنند. در نتیجه، بلاکی که براساس قواعد جدید معتبر است میتواند از دید نودهای قدیمی نیز معتبر باشد، اما عکس این موضوع الزاماً صادق نیست. نودهای قدیمی ممکن است بلاکی را معتبر تصور کنند که از دید نودهای ارتقایافته به دلیل نقض قوانین جدید نامعتبر است. به همین دلیل میزان پذیرش و اجرای قواعد جدید توسط بخش کافی از اکوسیستم اهمیت زیادی دارد. یکی از مزایای این روش آن است که برای اضافه کردن برخی قابلیتها یا محدودیتهای جدید، الزاماً نیازی به ایجاد یک زنجیره کاملاً ناسازگار با گذشته وجود ندارد. با این حال، توصیف سافت فورک بهعنوان «بهروزرسانی ساده» میتواند گمراهکننده باشد؛ برخی سافت فورکها از نظر فنی بسیار پیچیده هستند و میتوانند تغییرات مهمی در قابلیتهای یک شبکه ایجاد کنند. Segregated Witness یا SegWit و Taproot در بیتکوین از نمونههای شناختهشده سافت فورک هستند. Taproot در نوامبر ۲۰۲۱ در ارتفاع بلاک 709,632 فعال شد و مجموعهای از قابلیتهای جدید را در اختیار زیرساخت بیتکوین قرار داد.
فرض کنید شبکهای مجموعهای از قوانین برای معتبر بودن تراکنشها دارد. در یک سافت فورک، قانون جدید میتواند شرایط پذیرش را سختگیرانهتر کند. نودهای جدید علاوه بر قوانین قبلی، محدودیت تازه را نیز بررسی میکنند؛ اما نودهای قدیمی از وجود این شرط جدید اطلاع ندارند. به همین دلیل بلاکی که تمام قواعد جدید را رعایت کرده است، معمولاً قواعد قدیمی را نیز رعایت میکند و برای نود قدیمی قابل پذیرش است. مشکل زمانی ایجاد میشود که بلاکی مطابق قواعد قدیمی ولی برخلاف قانون جدید ساخته شود. نودهای ارتقایافته چنین بلاکی را رد میکنند، در حالی که نود قدیمی ممکن است آن را معتبر بداند. به همین علت، نحوه فعالسازی و میزان حمایت از سافت فورک نقش مهمی در کاهش احتمال ایجاد اختلاف در شبکه دارد. در شبکههای مختلف، روش فعالسازی میتواند متفاوت باشد و نباید تصور کرد تمام بلاکچینها دقیقاً از یک مدل واحد استفاده میکنند. همچنین نودی که ارتقا پیدا نکرده است، اگرچه ممکن است همچنان زنجیره را دنبال کند، از مزایای کامل قوانین جدید برخوردار نیست و نمیتواند مستقلاً تمام قواعد جدید را اعتبارسنجی کند. از منظر امنیتی، این تفاوت برای اپراتورهای نود اهمیت زیادی دارد.
در ادبیات بیتکوین، دو اصطلاح Miner Activated Soft Fork یا MASF و User Activated Soft Fork یا UASF شناخته شدهاند. MASF به مدلهایی اشاره دارد که در آنها سیگنالدهی ماینرها در فرایند فعالسازی نقش دارد. در این روش ممکن است یک آستانه مشخص برای اعلام آمادگی در نظر گرفته شود و پس از تحقق شرایط، قوانین جدید در نقطه تعیینشده فعال شوند. در مقابل، UASF بر اجرای قواعد جدید توسط نودهای اقتصادی یا کاربران در یک زمان یا ارتفاع بلاک مشخص تأکید دارد و وابستگی کمتری به تصمیم مستقیم ماینرها دارد. البته این دو اصطلاح را نباید به این معنا تفسیر کرد که «در MASF همه میتوانند برای همیشه قواعد قبلی را بدون پیامد ادامه دهند». پس از فعال شدن یک سافت فورک و اجرای گسترده آن، تولید بلاکی که قواعد جدید را نقض کند میتواند باعث رد شدن آن توسط نودهای اجراکننده قوانین جدید شود. روش دقیق فعالسازی نیز به طراحی پیشنهاد، نرمافزار و توافق اجتماعی پیرامون آن بستگی دارد. بنابراین هنگام بررسی یک سافت فورک مشخص باید مستندات همان ارتقا را مطالعه کرد و صرفاً براساس یک تعریف کلی درباره نحوه فعالسازی آن نتیجهگیری نکرد.
هارد فورک (Hard Fork) تغییری در قوانین اجماع است که با نسخه قبلی سازگاری کامل ندارد. پس از فعال شدن چنین تغییری، نودهایی که نرمافزار خود را به نسخه جدید ارتقا ندادهاند ممکن است بلاکهای تولیدشده براساس قوانین جدید را نامعتبر بدانند. در نتیجه، مشارکت در زنجیره جدید نیازمند اجرای نرمافزاری است که قوانین تازه را میشناسد. هارد فورک میتواند برای تغییرات عمده پروتکل، اضافه کردن قابلیتهایی که با قواعد قبلی سازگار نیستند یا اصلاح برخی پارامترهای بنیادی شبکه استفاده شود. نکته مهم این است که هارد فورک الزاماً یک اتفاق منفی یا نتیجه اختلاف نیست. برخی شبکهها از هارد فورک بهعنوان بخشی از فرایند معمول ارتقای پروتکل استفاده میکنند و اعضای اکوسیستم از قبل برای مهاجرت هماهنگ میشوند. در این شرایط ممکن است زنجیره قدیمی حمایت قابل توجهی دریافت نکند و عملاً تنها شبکه جدید ادامه پیدا کند. اما اگر گروهی از کاربران، ماینرها، اعتبارسنجها یا توسعهدهندگان با تغییر موافق نباشند و همچنان قواعد قبلی را اجرا کنند، دو زنجیره مستقل شکل میگیرد. از آن نقطه به بعد هر زنجیره تاریخچه و وضعیت جدید خود را خواهد داشت.
برای تصور این وضعیت، یک بلاک مشخص را نقطه انشعاب در نظر بگیرید. تمام بلاکهای قبل از این نقطه بخشی از تاریخچه مشترک شبکه هستند. با فعال شدن قواعد جدید، گروه اول بلاکهای بعدی را براساس پروتکل جدید تولید و اعتبارسنجی میکند و گروه دوم میتواند به اجرای قواعد قبلی ادامه دهد. اگر هر دو گروه از منابع، کاربران و زیرساخت کافی برخوردار باشند، از آن لحظه دو تاریخچه متفاوت شکل میگیرد. برخلاف برخی توضیحات نادرست، تراکنشهای قبل از هارد فورک معمولاً «بیاعتبار» نمیشوند؛ در یک Chain Split واقعی، زنجیرههای جدید معمولاً تاریخچه مشترک تا نقطه انشعاب را به ارث میبرند. چیزی که پس از نقطه فورک اتفاق میافتد مستقل است. به همین دلیل موجودی کاربران در نقطه تقسیم میتواند در وضعیت اولیه هر دو زنجیره منعکس شود. با این حال، نحوه دسترسی به دارایی، پشتیبانی کیف پولها و صرافیها، وجود مکانیزم Replay Protection و سایر جزئیات فنی به فورک موردنظر بستگی دارد. بنابراین نمیتوان برای تمام هارد فورکها یک قانون عملیاتی واحد تعریف کرد.
۱. هارد فورک برنامهریزیشده
هارد فورک برنامهریزیشده زمانی اتفاق میافتد که تغییرات پروتکل از قبل در نقشه راه شبکه قرار گرفتهاند و بخش بزرگی از اکوسیستم برای اجرای آنها هماهنگ است. هدف چنین ارتقایی میتواند افزودن قابلیت جدید، اصلاح ساختار پروتکل یا بهبود عملکرد شبکه باشد. در این شرایط کاربران و اپراتورهای زیرساخت معمولاً پیش از رسیدن به بلاک یا زمان فعالسازی، نرمافزار خود را بهروزرسانی میکنند. پس از فعالسازی نیز زنجیره قدیمی ممکن است حمایت کافی برای ادامه فعالیت مستقل نداشته باشد.
۲. هارد فورک بحثبرانگیز
Contentious Hard Fork زمانی رخ میدهد که جامعه درباره یک تغییر بنیادی به توافق کافی نمیرسد. بخشی از مشارکتکنندگان قوانین جدید را اجرا میکنند و گروه دیگری تصمیم میگیرد قواعد قبلی را حفظ کند. اگر هر دو گروه بتوانند شبکه خود را ادامه دهند، یک Chain Split پایدار شکل میگیرد و دو بلاکچین مستقل به وجود میآیند. بیتکوین و بیتکوین کش و همچنین اتریوم و اتریوم کلاسیک از نمونههای شناختهشده چنین انشعابهایی هستند. در این نوع فورک مسئله صرفاً کدنویسی نیست؛ اختلاف درباره فلسفه پروژه، مقیاسپذیری، حاکمیت، سیاستهای پروتکل یا نحوه واکنش به یک رویداد میتواند عامل اصلی باشد.
مهمترین تفاوت این دو مفهوم در سازگاری قوانین جدید با نسخه قبلی است. در سافت فورک، قواعد جدید به شکلی طراحی میشوند که بلاکهای معتبر تحت قوانین جدید همچنان در چارچوب قواعد قدیمی قابل پذیرش باشند. در هارد فورک چنین سازگاریای وجود ندارد و ادامه فعالیت روی زنجیره جدید مستلزم اجرای قوانین جدید است. از نظر احتمال تقسیم شبکه نیز تفاوت مهمی وجود دارد. یک سافت فورک موفق معمولاً بدون ایجاد دو زنجیره دائمی اجرا میشود، هرچند در صورت مشکلات فعالسازی یا عدم هماهنگی امکان ایجاد Chain Split موقت وجود دارد. در هارد فورک، اگر همه مشارکتکنندگان اصلی به نسخه جدید مهاجرت کنند، یک زنجیره غالب باقی میماند؛ اما اگر بخش قابل توجهی از شبکه قوانین قدیمی را حفظ کند، انشعاب میتواند دائمی شود. از دید کاربران نیز هارد فورکهای منجر به Chain Split پیچیدگی بیشتری دارند، زیرا ممکن است دو دارایی، دو شبکه، دو مجموعه زیرساخت و ریسکهایی مانند Replay Attack مطرح شوند.

ویژگی | سافت فورک | هارد فورک |
سازگاری با قواعد قبلی | دارد | ندارد |
نیاز نود به ارتقا برای اجرای قوانین جدید | بله | بله |
امکان ادامه مشاهده زنجیره توسط نود قدیمی | معمولاً وجود دارد | روی زنجیره جدید قابل اتکا نیست |
احتمال ایجاد دو زنجیره دائمی | کمتر | بیشتر |
ایجاد رمزدارایی جدید | معمولاً خیر | فقط در صورت ادامه مستقل دو زنجیره ممکن است |
ماهیت تغییر | محدودکننده قوانین معتبر | تغییر ناسازگار قواعد |
نمونه | SegWit و Taproot | Bitcoin Cash / DAO Fork |
ریسک Chain Split | وجود دارد اما معمولاً محدودتر | در فورک اختلافی قابل توجه است |
🟠 کارگزاری و سکوی تبادل تخصصی OTC رمزدارایی بیت کوین (BTC) در ایران »»
بیت کوین (Bitcoin) با نماد BTC نخستین و بزرگترین رمزدارایی بازار ارزهای دیجیتال از نظر ارزش بازار و یکی از شناختهشدهترین داراییهای مبتنی بر بلاکچین است. اگر قصد دارید با روش خرید و فروش بیت کوین (BTC) در بازار OTC، ویژگیها، کاربردها و مزایای این رمزدارایی در ایران بیشتر آشنا شوید، ادامه این مطلب را از دست ندهید.

یکی از اشتباهات رایج درباره هارد فورک این است که تصور شود تراکنشهای قبلی پس از ایجاد زنجیره جدید اعتبار خود را از دست میدهند. در یک انشعاب معمول بلاکچین، دو زنجیره تا نقطه فورک تاریخچه مشترکی دارند. بنابراین بلاکها و تراکنشهایی که قبل از نقطه انشعاب در تاریخچه مشترک قرار گرفتهاند، معمولاً بخشی از تاریخچه هر دو شبکه باقی میمانند. پس از فورک است که مسیرها از یکدیگر جدا میشوند. اگر در زنجیره A تراکنشی انجام شود، الزاماً همان تغییر در زنجیره B اتفاق نمیافتد. همین موضوع باعث میشود پس از یک Chain Split دو وضعیت مستقل شکل بگیرد. البته در برخی فورکهای خاص ممکن است یک State Change ویژه نیز در نقطه فورک اعمال شود؛ DAO Fork اتریوم نمونهای از یک تغییر غیرمعمول در وضعیت شبکه بود. بنابراین برای تحلیل دقیق هر هارد فورک باید مشخصات فنی همان ارتقا بررسی شود و نمیتوان همه فورکها را کاملاً یکسان دانست.
اگر هارد فورک به تقسیم دائمی زنجیره منجر شود، وضعیت دارایی کاربران به نحوه طراحی و تاریخچه مشترک دو شبکه بستگی دارد. در بسیاری از Chain Splitهای کلاسیک، آدرسها و موجودیهای ثبتشده تا نقطه فورک در هر دو زنجیره وجود دارند. به همین دلیل دارنده دارایی اصلی ممکن است پس از انشعاب، امکان کنترل دارایی متناظر در هر دو شبکه را داشته باشد. اما این موضوع به معنای تضمین دریافت یک «توکن رایگان» در تمام هارد فورکها نیست. ممکن است زنجیره دوم ادامه پیدا نکند، کیف پول از آن پشتیبانی نکند، یک پلتفرم حضانتی دارایی جدید را در اختیار کاربران قرار ندهد یا شرایط فنی دیگری وجود داشته باشد. علاوه بر این، کاربران باید مراقب حملات فیشینگ و نرمافزارهای جعلی باشند که در زمان فورکها با وعده دریافت دارایی جدید منتشر میشوند. وارد کردن عبارت بازیابی یا کلید خصوصی در وبسایتهای ناشناس برای دریافت کوین فورکشده میتواند امنیت تمام داراییهای کیف پول را به خطر بیندازد.
یکی از شناختهشدهترین نمونههای هارد فورک در تاریخ بلاکچین، شکلگیری Bitcoin Cash (BCH) در سال ۲۰۱۷ است. در آن دوره اختلاف قابل توجهی درباره نحوه افزایش ظرفیت شبکه بیتکوین وجود داشت. گروهی از مشارکتکنندگان افزایش اندازه بلاک را یکی از راهکارهای مناسب برای پردازش تعداد بیشتری تراکنش روی زنجیره میدانستند و گروه دیگری مسیر متفاوتی برای مقیاسپذیری بیتکوین دنبال میکرد. در نهایت در اول اوت ۲۰۱۷ و در محدوده بلاک 478558، زنجیره بیتکوین کش از بیتکوین جدا شد و مسیر مستقلی را ادامه داد. دارندگان بیتکوین در نقطه انشعاب، براساس وضعیت زنجیره، موجودی متناظر BCH نیز در زنجیره جدید داشتند. از آن زمان BTC و BCH دو شبکه مستقل با قوانین، توسعهدهندگان، اکوسیستم و مسیر توسعه متفاوت هستند. این رویداد مثال مناسبی است که نشان میدهد چگونه اختلاف درباره یک پارامتر فنی و استراتژی مقیاسپذیری میتواند در یک شبکه غیرمتمرکز به شکلگیری دو بلاکچین مستقل منجر شود.
یکی از نمونههای مهم سافت فورک در بیتکوین، Segregated Witness یا SegWit است. SegWit ساختار مربوط به دادههای امضای تراکنش را تغییر داد و زمینه را برای بهبود استفاده از فضای بلاک و توسعه برخی زیرساختهای بعدی فراهم کرد. یکی دیگر از ارتقاهای مهم بیتکوین Taproot است. Taproot نیز بهصورت سافت فورک اجرا شد و در نوامبر ۲۰۲۱ در ارتفاع بلاک 709,632 فعال شد. این ارتقا مجموعهای از قابلیتهای مرتبط با امضاهای Schnorr، ساختارهای اسکریپتی و بهبودهایی در حریم خصوصی و کارایی برخی تراکنشهای پیچیده را وارد پروتکل کرد. بنابراین این ادعا که SegWit «آخرین فورک بزرگ بیتکوین» است، دیگر دقیق نیست. Taproot نمونه جدیدتری از یک ارتقای مهم پروتکلی از طریق سافت فورک محسوب میشود.
یکی از مهمترین نمونههای تاریخی فورک در اکوسیستم اتریوم به رویداد The DAO در سال ۲۰۱۶ مربوط میشود. یک آسیبپذیری در قرارداد DAO مورد سوءاستفاده قرار گرفت و بیش از ۳.۶ میلیون ETH از قرارداد مربوطه خارج شد. پس از این اتفاق، جامعه اتریوم درباره نحوه واکنش به رویداد با یک تصمیم دشوار روبهرو شد. در نهایت هارد فورکی در بلاک 1,920,000 اجرا شد که یک تغییر وضعیت غیرمعمول را برای انتقال وجوه مرتبط به یک قرارداد بازیابی اعمال میکرد. بخش عمدهای از اکوسیستم زنجیره فورکشده را دنبال کرد؛ اما گروهی با این تصمیم مخالف بودند و به ادامه زنجیرهای پرداختند که این تغییر را اعمال نکرده بود. این زنجیره بعدها با نام Ethereum Classic یا ETC شناخته شد. بنابراین برخلاف برخی روایتهای سادهشده، نمیتوان گفت هارد فورک «Ethereum Classic را ایجاد کرد و اتریوم همان زنجیره قبلی بود». دقیقتر آن است که یک Chain Split رخ داد؛ زنجیرهای که تغییر DAO را پذیرفت با نام Ethereum ادامه یافت و زنجیرهای که آن تغییر را نپذیرفت با نام Ethereum Classic شناخته شد.
خیر. این یکی از مهمترین سوءبرداشتها درباره مفهوم Fork است. بسیاری از فورکها تنها ارتقای پروتکل هستند و هیچ دارایی مستقلی ایجاد نمیکنند. سافت فورکهایی مانند Taproot نمونه روشنی از این موضوع هستند؛ بیتکوین پس از فعال شدن Taproot همچنان همان شبکه BTC باقی ماند و رمزدارایی جدیدی صرفاً به دلیل این ارتقا ایجاد نشد. حتی در هارد فورک نیز ایجاد دو دارایی مستقل قطعی نیست.
اگر تمام یا تقریباً تمام اکوسیستم نسخه جدید را بپذیرد و زنجیره قدیمی ادامه پیدا نکند، عملاً تنها یک دارایی و یک شبکه فعال باقی میماند. ایجاد کوین جدید زمانی معنا پیدا میکند که پس از انشعاب، هر دو زنجیره بتوانند به شکل مستقل ادامه دهند و برای هر کدام بازار، زیرساخت و جامعهای شکل بگیرد. بنابراین هنگام شنیدن خبر «فورک یک شبکه» نباید فوراً نتیجه گرفت که دارندگان آن رمزدارایی حتماً یک کوین جدید دریافت خواهند کرد.

فورکها یکی از سازوکارهای مهم تکامل شبکههای غیرمتمرکز هستند. بدون امکان تغییر قوانین پروتکل، اصلاح محدودیتهای فنی یا افزودن قابلیتهای جدید بسیار دشوار میشد. سافت فورک میتواند راهی برای افزودن برخی ویژگیها در قالب قوانین سازگار با نسخههای قدیمی فراهم کند و هارد فورک نیز امکان ایجاد تغییرات بنیادیتر را در اختیار توسعهدهندگان و جامعه قرار میدهد. علاوه بر این، قابلیت فورک نوعی سازوکار خروج در ساختار حاکمیتی شبکههای غیرمتمرکز محسوب میشود. اگر دو گروه درباره آینده یک پروژه اختلاف بنیادی داشته باشند و امکان دستیابی به توافق وجود نداشته باشد، از نظر فنی میتوانند مسیرهای جداگانهای را دنبال کنند. این ویژگی باعث میشود کنترل پروتکل الزاماً در اختیار یک نهاد واحد نباشد. البته موفقیت زنجیره جدید تضمینشده نیست و ادامه فعالیت آن به کاربران، توسعهدهندگان، زیرساخت، امنیت و عوامل متعدد دیگری بستگی دارد.
امکان ارتقای پروتکل
افزودن قابلیتهای جدید
اصلاح برخی محدودیتهای فنی
توسعه مدلهای جدید برای شبکه
امکان تغییر قواعد اجماع
ایجاد مسیرهای متفاوت در صورت اختلاف بنیادی
فراهم کردن امکان تکامل بلندمدت بلاکچین
در کنار مزایا، فورک میتواند چالشهای فنی و عملیاتی قابل توجهی ایجاد کند. یکی از مهمترین آنها احتمال تقسیم جامعه و نقدینگی میان دو شبکه است. در یک هارد فورک اختلافی، توسعهدهندگان، ماینرها یا اعتبارسنجها، کاربران، کیف پولها و ارائهدهندگان خدمات باید تصمیم بگیرند از کدام زنجیره پشتیبانی کنند. مسئله دیگری که در برخی Chain Splitها اهمیت دارد Replay Attack است. اگر تراکنشهای دو زنجیره از نظر ساختار قابل بازپخش باشند و مکانیزم حفاظتی مناسبی وجود نداشته باشد، تراکنشی که کاربر برای یک زنجیره ایجاد کرده ممکن است در زنجیره دیگر نیز قابل استفاده باشد. علاوه بر آن، زمان وقوع فورک میتواند فرصت مناسبی برای کلاهبرداران باشد؛ وبسایتهای جعلی ممکن است با وعده دریافت کوین جدید از کاربران عبارت بازیابی یا کلید خصوصی درخواست کنند. همچنین خدماتی مانند کیف پولها، صرافیها، پردازشگرهای پرداخت و کاوشگرهای بلاک باید برای تغییرات جدید آماده شوند. در نتیجه، یک فورک مهم تنها یک تغییر در کد نیست و میتواند کل اکوسیستم فنی پیرامون شبکه را تحت تأثیر قرار دهد.
تأثیر فورک برای همه مشارکتکنندگان یکسان نیست. کاربران عادی در یک سافت فورک هماهنگ ممکن است تقریباً هیچ تغییر محسوسی مشاهده نکنند؛ بهویژه اگر کیف پول یا سرویس مورد استفاده آنها بهطور خودکار زیرساخت خود را بهروزرسانی کند. اما اپراتورهای نود باید جزئیات بیشتری را بررسی کنند، زیرا اجرای نسخه جدید برای اعتبارسنجی مستقل قواعد جدید اهمیت دارد. ماینرها یا اعتبارسنجها نیز باید مطمئن شوند بلاکهایی تولید میکنند که توسط شبکه هدف پذیرفته میشوند. صرافیها و ارائهدهندگان خدمات حضانتی ممکن است در زمان یک فورک مهم، واریز و برداشت شبکه را موقتاً متوقف کنند تا وضعیت زنجیره پایدار شود. توسعهدهندگان کیف پول نیز باید سازگاری نرمافزار خود را بررسی کنند. در هارد فورک منجر به Chain Split، شرایط پیچیدهتر میشود زیرا هر شبکه میتواند شناسهها، قوانین، دارایی و زیرساخت مستقل خود را داشته باشد. به همین دلیل اطلاعیه رسمی پروژه، مستندات فنی و اعلامیه ارائهدهنده کیف پول یا سرویس مورد استفاده کاربر اهمیت بیشتری از شایعات شبکههای اجتماعی دارد.
اصطلاح Fork در توسعه نرمافزار نیز استفاده میشود و این موضوع گاهی باعث ابهام میشود. Code Fork زمانی اتفاق میافتد که توسعهدهنده نسخهای از یک کد منبع باز را کپی کرده و پروژه مستقلی براساس آن ایجاد کند. این اتفاق الزاماً به معنای تقسیم تاریخچه یک بلاکچین موجود نیست. در مقابل، Chain Fork یا Chain Split به انشعاب تاریخچه یک شبکه بلاکچینی اشاره دارد. این تمایز برای بررسی پروژههایی مانند Litecoin مهم است. لایتکوین از کد بیتکوین منشأ گرفته و بخش قابل توجهی از معماری اولیه آن مبتنی بر Bitcoin Core بوده است، اما لایتکوین یک Chain Split تاریخی مانند Bitcoin Cash نیست. این شبکه با بلاک جنسیس و تاریخچه مستقل خود راهاندازی شد. بنابراین جمله ساده «لایتکوین از فورک بیتکوین به وجود آمده» بدون توضیح نوع فورک میتواند گمراهکننده باشد. دقیقتر آن است که لایتکوین را یک پروژه مبتنی بر فورک کد بیتکوین بدانیم، در حالی که Bitcoin Cash نمونهای از انشعاب زنجیره بیتکوین است.
فورک میتواند بخشی از یک ارتقای امنیتی باشد، اما نمیتوان گفت هر فورک الزاماً امنیت شبکه را افزایش میدهد. نتیجه به نوع تغییر، کیفیت پیادهسازی، نحوه فعالسازی و میزان هماهنگی اکوسیستم بستگی دارد. برخی ارتقاها میتوانند قواعدی را اصلاح کنند که در برابر نوع خاصی از سوءاستفاده آسیبپذیر هستند یا قابلیتهای رمزنگاری جدیدی اضافه کنند. از سوی دیگر، یک فورک ناموفق یا هماهنگی ضعیف ممکن است مشکلات جدیدی ایجاد کند. تقسیم توان محاسباتی یا مجموعه اعتبارسنجها میان دو زنجیره، ناسازگاری نرمافزارها و حملات بازپخش نمونههایی از ریسکهای احتمالی هستند. بنابراین بهتر است فورک را یک «ابزار تغییر پروتکل» بدانیم، نه یک راهکار امنیتی که ذاتاً نتیجه مثبت دارد.
بلاکچین تنها مجموعهای از کدها نیست؛ فعالیت شبکه به مشارکت کاربران و بازیگران مختلف وابسته است. حتی اگر توسعهدهندگان نسخه جدیدی از نرمافزار منتشر کنند، اجرای آن توسط جامعه است که تعیین میکند تغییر تا چه اندازه پذیرفته شود. نودها قوانین موردنظر خود را اجرا میکنند، ماینرها یا اعتبارسنجها در تولید بلاک نقش دارند، کاربران به یک شبکه ارزش اقتصادی میدهند و کسبوکارها زیرساخت لازم را فراهم میکنند. به همین دلیل فورکها جنبهای از «اجماع اجتماعی» نیز دارند. اختلاف Ethereum و Ethereum Classic نمونهای روشن است؛ اختلاف تنها درباره یک خط کد نبود، بلکه دیدگاههای متفاوتی درباره تغییر وضعیت شبکه پس از ماجرای DAO وجود داشت. خود Ethereum.org نیز توضیح میدهد که اختلافات عمیق میتوانند به Chain Split و شکلگیری دو نسخه ناسازگار از پروتکل منجر شوند.
🔵 کارگزاری و سکوی تبادل تخصصی OTC رمزدارایی تتر گلد (XAUT) در ایران »»
تتر گلد (XAUT) یکی از شناختهشدهترین داراییهای توکنیزهشده بازار ارزهای دیجیتال است که هر واحد آن با پشتوانه یک اونس طلای فیزیکی منتشر میشود. این رمزدارایی با ترکیب ارزش ذاتی طلا و مزایای فناوری بلاکچین، امکان سرمایهگذاری، انتقال و نگهداری طلا را بهصورت دیجیتال فراهم میکند. اگر قصد دارید با روش خرید و فروش تتر گلد (XAUT) در بازار OTC، نحوه عملکرد، مزایا، کاربردها و نکات مهم این دارایی دیجیتال با پشتوانه طلا در ایران بیشتر آشنا شوید، ادامه این مطلب را از دست ندهید.

کاربر عادی معمولاً نیازی ندارد به محض انتشار خبر یک فورک اقدام خاصی انجام دهد. اولین قدم، بررسی منبع رسمی شبکه و ارائهدهنده کیف پول یا سرویس مورد استفاده است. اگر فورک تنها یک ارتقای معمولی باشد، ممکن است هیچ اقدام مستقیمی از سمت دارنده دارایی لازم نباشد. اگر Chain Split اتفاق بیفتد، باید مشخص شود کیف پول مورد استفاده از کدام زنجیره پشتیبانی میکند و آیا دارایی متناظر در زنجیره دوم قابل دسترسی است یا خیر. در این شرایط عجله برای دریافت دارایی جدید میتواند خطرناک باشد. کاربران نباید عبارت بازیابی، Seed Phrase یا کلید خصوصی خود را در وبسایتهای ناشناس وارد کنند. همچنین بهتر است پیش از انجام تراکنشهای مهم، وضعیت پایداری شبکه و اطلاعیههای رسمی بررسی شود. در صورتی که دارایی در یک پلتفرم حضانتی نگهداری میشود، نحوه پشتیبانی از فورک به سیاست همان سرویس وابسته است.
شبکه | نوع تغییر | سال | نتیجه |
Bitcoin – SegWit | سافت فورک | ۲۰۱۷ | ارتقای شبکه بیتکوین |
Bitcoin – Taproot | سافت فورک | ۲۰۲۱ | افزودن قابلیتهای جدید بدون ایجاد کوین مستقل |
Bitcoin / Bitcoin Cash | هارد فورک و Chain Split | ۲۰۱۷ | ایجاد دو شبکه BTC و BCH |
Ethereum DAO Fork | هارد فورک اختلافی | ۲۰۱۶ | ادامه دو زنجیره ETH و ETC |
ارتقاهای برنامهریزیشده اتریوم | تغییرات پروتکل | سالهای مختلف | توسعه شبکه بدون الزام به ایجاد دارایی مستقل |
نمیتوان یکی از این دو روش را در تمام شرایط بهتر دانست. انتخاب روش مناسب به ماهیت تغییر موردنیاز بستگی دارد. اگر قابلیت موردنظر بتواند با محدود کردن مجموعه قواعد معتبر و حفظ سازگاری با نسخه قبلی پیادهسازی شود، سافت فورک ممکن است گزینه مناسبی باشد. اما برخی تغییرات بنیادی را نمیتوان در قالب سافت فورک اجرا کرد و به هارد فورک نیاز دارند. علاوه بر مسئله فنی، نحوه حاکمیت شبکه و میزان هماهنگی جامعه نیز اهمیت دارد. بنابراین هارد فورک و سافت فورک دو ابزار متفاوت برای تغییر پروتکل هستند و ارزیابی آنها باید براساس هدف، طراحی و پیامدهای همان ارتقا انجام شود.
فورک را میتوان یکی از سازوکارهای اصلی تغییر و تکامل پروتکلهای بلاکچینی دانست. شبکههای غیرمتمرکز برخلاف نرمافزارهای تحت کنترل یک شرکت، برای تغییر قوانین خود به هماهنگی میان مجموعهای از مشارکتکنندگان نیاز دارند. زمانی که قواعد پروتکل تغییر میکنند، بسته به نوع سازگاری قوانین جدید با قوانین قبلی، میتوان با یک سافت فورک یا هارد فورک روبهرو بود. سافت فورک با نسخه قبلی سازگار طراحی میشود و معمولاً بدون ایجاد یک زنجیره مستقل دائمی قابل اجرا است. هارد فورک قواعدی ناسازگار با نسخه قبلی ایجاد میکند و اگر بخشی از جامعه نسخه قدیمی را حفظ کند، امکان شکلگیری دو بلاکچین مستقل وجود دارد. Bitcoin Cash و Ethereum Classic نمونههایی از انشعابهایی هستند که به ادامه فعالیت شبکههای جداگانه منجر شدند؛ در مقابل، SegWit و Taproot نشان میدهند که یک فورک میتواند صرفاً بخشی از فرایند ارتقای یک شبکه باشد و هیچ رمزدارایی جدیدی ایجاد نکند. همچنین باید میان فورک کد منبع و انشعاب واقعی تاریخچه بلاکچین تفاوت قائل شد. برای کاربران نیز مهمترین نکته این است که وقوع فورک را بهطور خودکار معادل دریافت کوین جدید، افزایش امنیت یا ایجاد مشکل در شبکه ندانند. نوع فورک، نحوه فعالسازی، میزان حمایت اکوسیستم و مستندات فنی هر پروژه مشخص میکنند که پیامد واقعی آن چه خواهد بود.